آنیسا آنیسا ، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره

آنیسا (مانند عشق )

نُقل مجلس

هر جا که میبرمش با اون برق نگاه شیطونش  با اون لوس بازیاش با اون چشمک زدناش با اون نی نای نای کردناش با اون دست دست زدناش با اون رقصیدناش با اون کِل زدناش (زبونشو تا میکنه و یه صدایی شبیه کِل زدن از خودش در میاره)  مثل شمع میدرخشه - اون  موقع هست که از ته دل، دلم براش ضعف میره و با خودم میگم من تا حالا چه جوری بدون این عروسک خوشکل زندگی می کردم
23 بهمن 1392

مثل سایه

میرم سراغ احاق گاز واسه غذا پختن به دستگیره در فر آویزون وایساده!!!!!!!!!! میرم لباسار و بریزم لباسشویی در لباسشویی رو گرفته و وایساده!!!!!!!!!!! میرم لباساشو بذارم تو دراورش در کشو رو گرفته وایساده !!!!! ( تازه منو هم هل میده برم اونورتر تا تسلطش بهتر بشه ) میرم دستشویی دم در دستشویی وایساده !!!!!! . . فکر نمیکنم سایه آدمم بنونه به این سرعت خودشو به آدم برسونه !!!!!
15 بهمن 1392

رقص

قربونش برم تا صدای آهنگ میشنوه زودی دستاشو میاره بالا و تند تند تکون میده و میگه:  نی نای نای نی نای نای نی نای نای نی نای نای
13 بهمن 1392

ادامه سرماخوردگی

همچنان درگیر سرماخوردگی و سرفه های مکرر دخترکم - هر دو به شدت عاحز شدیم طفلک  نه خودش میتونه راحت بخوابه  نه من تا صبح چند مرتبه از شدت سرفه از خواب بیدار میشه - دو تا دکتر تا حالا بردمش ولی هنوز نتیجه ای نگرفتم - جالبه هر کدوم فقط میخواد کار قبلی رو زیر سوال ببره -
17 آذر 1392